تحلیل چشم انداز ملی و جهانی آینده در حوزه آموزش و پرورش

مقدمه

آموزش و پرورش یکی از مهم ترین نهادهای فرهنگی هر جامعه ای است که وظیفه ی اجتماعی کردن و انتقال دانش را به افراد جامعه بر عهده دارد. متأسفانه بنا به دلایل مختلف، آموزش و پرورش کشورمان تاکنون نتوانسته است به شکل مناسب وظایف مذکور را جامه ی عمل بپوشاند.

نگاهی اجمالی به نتایج به دست آمده از پژوهش های بین المللی (تیمز و پرلز) نشان می دهد که در خصوص علومی همچون ریاضیات که پایه ی فهم علوم دیگر محسوب می شود، وضعیت دانش آموزان ایرانی نه تنها در سطح بالای جهانی نیست، بلکه از متوسط جهانی نیز فاصله ی زیادی دارد. از سوی دیگر درحوزه تربیت و پرورش نیز، نظام آموزشی ایران دارای مسائل عدیده ای است. داشتن چشم اندازی درباره ی آموزش و پرورش در ایران و جهان، مستلزم پیش بینی زیربنای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه است. و می توان این موضوع را با نگاه برنامه ریزی آموزشی استراتژیک مطرح و پی گیری نمود. در مدل برنامه ریزی استراتژیک آموزشی ، دورنمای آموزش و پرورش در سال های آینده تبیین می گردد. این دور نما می باید با توجه به تغییرات ساختاری جامعه در چهار زمینه ی اصلی : جامعه شناسی، سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیکی، هم چنین تغییرات جمعیتی مورد طرح و بررسی قرار گیرد.

در بحث تحلیل چشم انداز چه در سطح ملی و چه در سطح جهانی، بازاندیشی در زمینه شاخص های درونی و بیرونی نظام آموزش و پرورش از اهمیت به سزایی برخوردار است.

امر بازاندیشی ، شامل دورنگری وضعیت آموزشی در آینده است. این وضعیت با گردآوری اطلاعات در مورد درونداد آموزش و پرورش، برونداد آن ، باورها و عقاید و ارزش های اجتماعی و فرهنگی مأموریت و رسالت آموزش و پرورش و نیازسنجی آموزش و پرورش تحقق می پذیرد. در درونــدادهای نظام آموزشی اعــم از دانش آموزان ، نیروی انسانی آموزشی و اداری فضای آموزشی، تجهیزات، و محتــوای منابع آموزشی باید پیش بینی های لازم صورت گیرد. لازم به توجه است که در 20 سال آینده خیز دوم جمعیتی ایران که حاصل رشد جمعیتی سال های 60 و 70 کشور بوده و متولدین سال های مذکور به سن تشکیل خانواده رسیده اند، آغاز می گردد. در این جهش دوباره ی جمعیتی، جمعیت کشور به حدود 90 میلیون نفر در سال های 1390 تا 1400 خواهد رسید. و البته ساختارجمعیتی و هرم جمعیتی باز هم به سمت و سوی جمعیت جوان است. بنابراین آموزش و پرورش همواره با مسأله ی بودجه و هزینه های افزاینده، برای تأمین فضاهای آموزشی جدید و تأمین نیروی انسانی مواجه است.

با توجه به چشم انداز 1404 ایران اسلامی برای تحقق اهداف در برنامه ی پنج ساله ی پنجم که در پایان برنامه باید 50% از اهداف مترتب بر چشم انداز محقق شود ، لازم است جایگاه فعلی نظام آموزش و پرورش و موقعیت آن در بین کشورهای منطقه ترسیم شود تا با سرعت و شیبی مناسب نسبت به برنامه ریزی راهبردی و تفکر راهبردی اقدام گردد.

این تحلیل بر اساس نگرش سیستمی با توجه به شاخص های عملکرد و شاخص های فرآیند و درون داد نظام آموزش و پرورش انجام شده است.